خاطرات من
امروز ابجی دومم اومد... اخه اون تو یه شهره دیگه زندگی میکنه.... همه مون از دیدن اون و شوهرش و خصوصآ بچه اش خیلی خوشحال شدیم....... پنجشنبه منو ابجی بزرگم با شوهرش و خواهرشوهرش میریم شمال....... احتمالآ تا برگردیم نمیتونم بنویسم...... فعلآ.. نظرات شما عزیزان:
سلام وب زيباي داري مرسي بهم سر زدي منم لينكت كردم
سلام فرشته جون
كجايي پس چه خبر از سفر شمال دلم برات تنگ شده
اندیشیدن به پایان هر چیز، شیرینی حضورش را تلخ می کند. بگذار پایان تو را
غافلگیر کند، درست مانند آغاز
ممنون که سر زدی ایشالا که سفر بهت خوش بگذره سعی میکنم امشب یه مقدار دیگه شو تایپ کردم سعی می کنم تا فردا قبل از ظهر تمومش کنم
حتما لینکت میکنم بازم ممنون
سلام ممنون از این که لینکم کردی منم شمارو لینک کردم
خوش بحالت فرشته جون
خوش بگذره سه شنبه 24 مرداد 1391برچسب:, :: 23:22 :: نويسنده : فرشته
درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان
|